نگاهی موازی به معماران و طراحان تجربۀ کاربری و اینکه طراحان چگونه می‌توانند از کارهای معماران بهره‌مند شود.

مقالۀ شمارۀ ۱۲۲۶| ۲۳ آوریل ۲۰۱۴ | نویسنده: ریما رِدا | ترجمه شده توسط uxbook

با  گفت‌و‌گویی که اخیراً با پدر همسرم ـ با تقریباً ۴۰ سال تجربۀ کار معماری، داشتم، متوجه همپوشانی بین کار او و خودم شدم. همان‌طور که او جزییات فرایند و تفکرش را در طراحی معماری برایم توضیح می‌داد دیدگاه کلی خود را نیز بیان می کرد. با مقایسه‌ای که بین فرایند و تفکر خودم و او انجام دادم، متوجه شدم اگرچه که نتایج ملموس کاملاً متفاوت‌اند، اما زمینۀ های مشترکی در دیدگاه های هر دوما وجود دارد که که ما با آن جهان را می بینیم و البته در مورد طراحی فکر می کنیم.

البته که معماران، طراح‌اند، امّا کار یک معمار خوب فقط طراحی یک فضای زیبا نیست. این موضوع در مورد متعادل‌سازی زیبایی‌ با کارایی آن است – دقیقاً همان چیزی که به‌عنوان طراحان تجربۀ کاربری مسئول انجام آن هستیم- علاوه‌بر این، معماران، مسائلی را حل می‌کنند و راه حل‌هایی را ارائه می‌دهند که در بردارندۀ تعادل است. باکمینستر فولر، معمار فقید آمریکایی، زمانی گفت: «وقتی روی مشکلی کار می‌کنم، هرگز به زیبایی آن فکر نمی‌کنم و فقط به حل مشکل فکر می‌کنم. اما وقتی که کارم تمام شد، اگر ببینم که فاقد زیبایی‌ست متوجه می‌شوم که مسیر درستی را برای طراحی پیش نبرده‌ام »

فرایند طراحی معماری

هال باکس، معمار مشهور آمریکایی، مرحلۀ آغاز طراحی را به‌عنوان کشف سه جهان که در معرض دید قرار دارند، شناسایی کرد: « جهان اول محل پروژه ا‌ست که در کجاست و چه چشم اندازی دارد ؛ جهان دوم، داشتن دستور کار است، برای چه کسانی و با چه نیازی طراحی می کنید؛ و جهان سوم، هزینه است.» سایت، فضای فیزیکی‌ست که پروژه در آن انجام می‌شود، که نه تنها شامل امکانات، بلکه شامل محدودیت‌های اعمال شده است (محدودیت های اقلیمی و قوانین شهرداری مانند محدودیت در تعداد طبقات و …منظور نویسنده است). دستور کار شامل همه مواردی است که از ساختمان انتظار می‌رود شامل ایده، عملکرد، مخاطبان آن ،… و هزینه هم، واقعیت انکارناپذیر هر پروژۀ طراحی است.

در حالی‌که دستور کار، قلب فرآیند طراحی‌ست، اما به تنهایی آن را تعریف نمی‌کند – پروژه، یک نمونۀ زنده است، که ممکن است در شرایط مختلف نیازمند تغییر در اولویت‌ها و متغیرها قرار گیرد. معماران معمولاً درگیر حل مشکلات طراحی بصری مانند طراحی سه بعدی، ارتباط فضاها باهم و تفسیر تمام جنبه‌های مشکل و راه حل‌های احتمالی هستند. آن‌ها برای هر پروژه‌ای که می گیرند به ایده پردازی می پردازند که برای توسعه آن، فرآیند طراحی، تست، و تجسم‌سازی می‌کنند،که هال باکس به عنوان معمار آن را اینگونه تعریف می کند « آن چیزی که در سازه‌ها به دنبال آن هستید را تجسم کنید».

 این عبارت مرا جذب می‌کند، زیرا به این معنی است که هر پروژه دارای یک فرم ایده‌آل است و هر طراح تلاش دارد که آن را به سادگی تفسیر کند. این موضوع، مفهوم متافیزیکی را در ذهن هنرمندان ایجاد می‌کند که خودشان آن را خلق نکرده‌اند اما معماران این مفهوم را با مصالح و سبکی که استفاده کرده اند ارائه می دهد.

ویتروویوس، معمار رومی قرن اول، معتقد بود که تمام ساختارها بایستی دارای ویژگی‌های الهام ‌بخش وکاربردی و جذاب باشند: استحکام و زیبایی و فایده. به این موارد اصطلاحا خصوصیات ویترونی گفته می‌شود که به اصول عملکردی و زیبایی‌شناسی اشاره دارد. معماران برای ایجاد تجربۀ کلی کاربران در طول فرآیند طراحی، از این سه اصل استفاده می‌کنند.

به هرحال کار معمار بر اساس تجربه کاربری، بسیار پیچیده‌تر از معماری وب است. معمار در فضای تعریف شده، یک قطعه زمین با ساختار از پیش تعیین شده با محدودیت‌هایی زیادی که از طرف شهرداری و سایر نهادها تعریف شده اند کار می کند. با تمامی این شرایط معمار باید بهترین استفاده از فضا را برای برآورده کردن نیازهای مشتریان در نظر بگیرد، به‌خصوص، وقتی‌که طراحی برای جامعه بزرگتری مانند یک فضای تجاری و عمومی مدنظر باشد.

کاربردی بودن فضای معماری ممکن است شامل موارد زیر باشد: ورودی شاخص، دسترسی های بصری و منطقی از طریق راهروها، طراحی کلی و یکپارچه، نشانه‌گذاری با عناصر مناسب، و ارائۀ مسیرهای مشخص از میان سایر مسیرها. با این حال، کاربردی بودن فضا تنها یکی از ملاحظات بسیار در توسعۀ راه حل معماری‌ست. البته کار در فضای فیزیکی مزیت هایی را نیز به‌همراه دارد و معمار می تواند راه حلی را ارائه کند که تمام پنج حس کاربر را درگیر ‌کند. با این روش، او تجربۀ کاربری را تا حدودی کامل‌تر از آنچه که در معماری وب به آن دست یافته‌ایم، ایجاد می‌کند.

با این حال، معماران در اصل، کلی نگر هستند. آنها باید بتوانند چشم انداز کلی را که طراحی کرده اند را بسازند و بر تمام مشکلات فایق آیند. در طول ساخت و ساز، آن‌ها به‌عنوان ناظر عمل می‌کنند و به تیمی از متخصصان ماهر برای کمک به تحقق چشم‌اندازهای خود، متکی‌اند. آن‌ها باید ارتباط قوی با سایر اعضای تیم داشته باشند تا بتوانند به عنوان راهنما،در هنگام بروز مشکلات هدایتگر تیم باشند. معماران مانند ما با چالش‌های زیادی مواجه هستند مسائل مربوط به بودجه، نبود منابع، مشتریان و مدیران سخت‌گیر و …که هرکدام به‌نوبۀ خود به انعطاف‌پذیری در تفکر طراح نیاز دارد تا قادر به تطبیق کار با هرگونه متغیر باشد.

طراحان UX همچون معماران؟

در این مرحله، مطمئن هستم که متوجه شباهت هایی که در بندهای قبلی بیان شد و فرآیندها و ملاحظات خودمان به‌عنوان طراح تجربۀ کاربری، شده‌اید. البته، بوم‌های UX، وب سایت است که از لحاظ نظری بدون محدودیت هستند و سایت‌ها و برنامه‌های کاربردی ما تمایل دارند تا به‌عنوان جهان مستقل عمل کنند و برای انجام آن با سایر سایت‌ها و برنامه‌های دیگر ارتباطی ندارند. وقتی‌که پروژه‌ای را شروع می‌کنیم، اساساً جامعۀ خود مستقلی را طراحی می‌کنیم که به ندرت، با سایر سایت‌ها یا برنامه‌ها تعامل دارد.

به این ترتیب، طراحان تجربۀ کاربری مانند برنامه‌ریزان شهری عمل می‌کنند و راهنمای طرح های بنیادی و نقشه های شبکه های ارتباطی می شوند که منجر به ارتباط بین بخش های مختلف شود. ما می‌دانیم که اگر این عناصر محیطی نیستند پس بصری و منطقی هم نیستند،پس اجتماع ما دشوار و ناامید کننده خواهد بود.

 

بخش‌ها و صفحات سایت‌های ما، ساختمان‌ها، طبقات و فضاهای عمومی جامعۀ ما هستند، جایی‌که محتوا، عملکرد و مخاطبان نقش پررنگی را ایفا می‌کنند. به منظور ارتقاء و تقویت تجربۀ کلی سایت، آن‌ها باید هماهنگ باهم کار کنند. جاده‌هایی که ما ساختیم، راهنمای افراد جامعۀ ماست که محتوای جذاب در کنار آن می تواند آمال و آرزوهای کاربران را تحقق بخشد.

 

 

با داشتن تفکری شبیه معماران، تبدیل به طراح عالی خواهید شد

معماری با داشتن سابقه بسیار طولانی می تواند تأثیر مثبتی بر کار ما در وب داشته باشد. اطلاع از ارتباط و شباهت‌های این دو حوزۀ به ما کمک می‌کند که به‌طور فعال کار خود را به صورت حرفه ای بهبود بخشیم. بامطالعۀ موفقیت‌ها و شکست‌های موجود در معماری جهان و درک آنچه به فرایند طراحی منتهی می‌شود و آن چیزی که ارتباط ساختار و فضاها را تشکیل داده است، اگر به اطراف خود با دقت نگاه کنیم، به‌طور کامل از تجربیات آن‌ها بهره‌مند خواهیم شد و فرصتی برای یادگیری و رشد به‌عنوان طراح تجربه در اختیار خواهیم داشت. بالخصوص اگر در هر فضایی که وارد می‌شویم با آن ارتباط برقرار ‌کنیم.

دفعۀ بعد که در جاده رانندگی می‌کنید، به علائم موجود در جاده بیشتر دقت کنید. آیا آنها واضح‌اند؟ آیا از نظر بصری مسیریاب‌های دقیقی‌اند؟ آیا به‌راحتی متوجه منظور علائم می‌شوید؟ مثلاً، ممکن است خروجی ای را پیدا کنید که تنها در یک طرف بزرگراه است یا علائمی که نشان دهندۀ عدم خروج است یا در این تابلوها درختان یا عناصری وجود دارد که مانع دیده شدن آنها می شود. طراحی فروشگاه‌ها را،هنگام بازدید در نظر بگیرید. اگر فروشگاه زنجیره‌ای بزرگ است، آیا مشابه این طرح را در برند دیگری دیده‌اید؟ آیا بدون آن‌که از کارمند فروشگاه سؤالی بپرسید، جنس مورد نظر خود را به‌راحتی پیدا می‌کنید؟

هنگامی که در جاده‌ یا فروشگاهی هستید هدف خاصی را همانند کاربران سایت یا اپلیکیشن دنبال کنید. مشاهده کنید که آیا به‌راحتی می‌توانید به هدف خود دست پیدا کنید. ما هر روز در زندگی خود کاربر محصول یا خدمات فرد دیگری هستیم. با قراردادن خودمان به‌عنوان تست کننده، به‌طور مداوم می‌توانیم درس‌های ارزشمندی را برای بهبود کارایی، تفکر و مهارت‌های خود یاد بگیریم.

نتیجه‌گیری

ارتباط بین طراحی تجربه کاربری و معماری غیرقابل انکار است، فرایند تفکری که برای هردو شبیه به هم است و تفاوت آنها غیر قابل تشخیص است. هنگامی که یکی از آنها را که قدیمی‌تر است کشف می‌کنیم، روند تکامل آن‌ ممکن است برای ما آغازگر نوآوری شود. ما واقعا معمار هستیم سازنده اصلی وب سایت. من، شما را با آخرین تفکر هال باکس که اظهار می‌دارد:«مسئولیت معمار گسترش ایده معماری در راه برآورده کردن نیاز و جلب رضایت و خواسته‌های دستور کار از پیش تعیین شده با بودجۀ مورد نظر به روشی‌ست که به‌جای آنکه به محیط آسیب وارد شود موارد فوق را بهبود می‌بخشد. وقتی این موارد اتفاق افتد، پس مشتری، کاربر، و شادی عمومی را با لذت خالص ایجاد می‌کند»، تنها می‌گذارم.

لذت خالص، یک هدف عالی است که ما باید هر روز برای آن تلاش کنیم.

منبع :

https://uxmag.com/articles/why-ux-designers-need-to-think-like-architects

مطالب مرتبط


طراحی تجربه کاربری و ایجاد نمونه اولیه، چیزی که ط...   شرکت پیشرو و موفق Adobe سال‌ها است که به طراحان و توسعه‌دهندگان در حوزه‌های مختلف کمک زیادی کرده است. اگر در حوزه طراحی‌های بصری نظیر طراحی رابط کار...
زمانیکه از تجربه کاربری به تجربه مشتری می رسیم... ما چقدر مایل هستیم که از افراد برای طراحی واسط‌ کاربری کمک بگیریم؟ در ابتدا توجه داشته باشید که ux تجربه‌ی خاص یک مشتری در تعامل با یک محصول دیجیتال ...
اولین نشست جامعه تجربه کاربری کرمان در لندیما برگز... روز سه شنبه آخر آبان‌ماه و بارونی که یکی دو ساعت پیش از نشست شروع به باریدن گرفت نشون می داد که آذر خیلی زودتر از اونچه فکرشو میکردیم به کرمان رسیده. ...
معرفی استودیوی جامعه-محور تحقیقاتی طراحی تجربه کا... پتانسیل جامعه طراحان uxbook و همچنین نیاز بازار کسب و کار باعث شد تا رهنو به هدف تمرکز بر ارتقا بازار طراحی تجربه کاربری اکوسیستم کسب و کاری ایران و ه...
در یک دوره آموزشی UX، چه مهارت هایی را باید یاد بگ... برای طراح ux شدن در دنیای امروز به چه چیزی نیاز داریم؟ آیا نیاز به یاد گرفتن برنامه نویسی داریم؟ آیا باید ساختن پروتوتایپ های تعاملی را بلد باشیم؟ و ا...
یلدا احمدی مقدم

نویسنده یلدا احمدی مقدم

از سال 95 با گروه UX آشنا شدم. چون ترجمه موضوعات جدید و آموختن همیشه برایم جذاب است, پس تصمیم گرفتم در کنار سایر فعالیت هایی که دارم (در زمینه های هنری) با این گروه همگام شده و در ترجمه کتب و مقالات با آنها همکاری نمایم. ترجمه کتاب های مفید از سایر زبان ها, بهترین راه برای انتقال اطلاعات و دریافت تجربیات در جهان هستی است.

نوشته های بیشتر از یلدا احمدی مقدم

نظرتان را بگویید