در دنیای تجربه کاربری تعاریف و بخش بندی های مختلفی برای این حوزه  تعریف شده است.هرشخص، گروه یا سازمانی که در این حوزه بصورت حرفه ای کار می کند، یک تعریف و بخش بندی خاصی از خود دارد. یکی از معروف ترین بخش بندی ها چتر یوایکس یا چتر تجربه کاربری است.این چتر که توسط dan willis معرفی شده است، یک دسته بندی کلی از بخش هایی که در تجربه کاربری مطرح هستند را ارائه می دهد. برای این چتر فلسفه های مختلفی مطرح شده است ولی مهمترین و بارز ترین آنها زیر چتر گرفتن و پوشش دادن حوزه هایی می باشد که در همه پروژه ها، جدای از وسعت و بزرگیشان، بطور کامل لازم است اجرا بشوند.

 

 

دن ویلیس در تعاریف خود نسبت به این چتر بیان می کند که UX چطور می تواند چاره ساز و حلال مشکلات باشد. از طرفی این چتر نیز می تواند معرف تخصص های عمده و اصلی در حوزه تجربه کاربری باشد.

این چتر شامل  شش جزء اصلیست:

این شش بخش هیچ  ترتیب خاصی ندارند و به منگوله های چتر تشبیه شده اند تا بیشتر در ذهن باقی بمانند.

طراحی بصری (Visual design)

در ساخت وب سایت ها و برنامه های موبایلی زیبایی و خوش سیمایی محصول بسیار حائز اهمیت است. درواقع میتوان گفت که بسیاری از کسب و کارها، حساب ویژه ای روی این بخش باز می کنند.و این مساله هم کاملا بدیهی و قابل درک است. چرا که انسان کمال به زیبایی دارد و به زیبایی واکنش مثبت نشان می دهد. طراحی بصری بخشی از تجربه کاربریست. به عبارت دیگر میتوان گفت همه زحمات تیم تجربه کاربری را در آخرین مرحله، طراحی بصری به بار می نشاند. طراحی بصری هم مانند دیگر فیلد های این رشته دارای بخش ها و حوزه های متعددی است که در ادامه مطالب آینده به آنها نیز خواهیم پرداخت.

معماری اطلاعات (Infotmation architecture)

معماری اطلاعات را میتوان  بخشی از فرایند تجربه کاربری، قبل از فرایند اجرای طراحی و بعد از تحقیقات کاربری دانست. در واقع میتوان گفت وظیفه و مسئولیتی است که اغلب توسط طراحان، توسعه دهندگان، و استراتژِیست محتوا  توسعه داده و منتشر می شود. اما صرف نظر از اینکه چه کسی مسئولیت چه کاری را بر عهده دارد، معماری اطلاعات فیلد و رشته ای مستقل، با تاثیرات، ابزارها و منابع ای می باشد که خود به تنهایی ارزش بررسی دارد. مبحث معماری اطلاعات (Information Architecture) مباحثی همچون چگونگی بکارگیری یک روش مقرون به صرفه، افزایش میزان رضایت کاربران و سطح تعاملی بودن یک وب سایت را در بر می گیرد که از مواردی پر اهمیت در زمینه انتخاب و یا بهبود روش ارائه اطلاعات به کاربران وب سایت و یا دیگر برنامه های کاربردی می باشند. اگر بخواهم به زبانی ساده تر  اشاره کنم، معماری اطلاعات به معنی چگونگی چینش داده ها و اطلاعات در مقابل کاربران است. یعنی چه مطلبی را چطور، کی، و در کجا بهتر است استفاده کنیم. جهت آشنایی بیشتر با مفهوم معماری اطلاعات می توانید به آدرس زیر مراجعه کنید.

https://uxbook.org/2d7O8

کاربرد پذیری (usability)

کاربرد پذیر بودن در زندگی همه انسان ها غیر قابل انکار است. شاید بعید به نظر برسد، اما حتی برای خوردن یک لواشک هم ذهن کاربر با کاربردپذیر بودن آن درگیر می شود.کاربرد پذیر بودن در این مثال تعریفی در مزه محصول دارد. پس با این تعریف من کاربردپذیر بودن را باید از جهات مختلفی بررسی کنم تا معانی مناسبی را متناسب با موقعیت خاص خود تعریف کنم. جایگاه کاربرد پذیری در تجربه کاربری بسیار حائز اهمیت و قابل تامل است.

 زمانی که نرمن نیلسون موسس وب سایت https://www.nngroup.com/ کاربرد پذیری را تعریف می کرد، خیلی از مدیران محصول تنها به زیبایی و فروش محصولات می اندیشیدند. اما با رقابتی تر شدن بازارها مبحث کاربرد پذیری هم توسعه پیدا کرد. با بررسی رفتارهای کاربران خود، میتوانید بفهمید که کدام قسمت از محصول یا خدمت شما کاربردی تر است. آیا اصلا ایده یا فرایندی که برای کاربرانتان در نظر گرفته اید مسیری کاربردی را طی می کند؟ آیا مشکلی از آن ها را حل می نماید؟

Interaction design

طراحی تعاملی نوعی از طراحی اســت که از تعاملات بین کاربران و محصـولات پدید می آید. خیلی وقت ها که آدم ها در مورد طراحی تعاملی صحبت می کنند، در واقع تمایلشان بیشتر به محصولات و خدمات نرم افزاری و دیجیتال مثل وب سایت ها و اپلیکیشن ها می باشد. هدف طراحی تعاملی ساخت محصولاتی است که قادر هستند تا کاربر را برای رسیدن به اهداف خود در بهترین مسیر و روش ممکن هدایت و راهنمایی کند (کمک به دستیابی هرچه بیشتر به اهداف).

اگر این تعریف و توضـیح گسـتردگی خود را دارد به این دلیل اسـت که طراحی تعاملی رشـته و حوزه ای نسـبتا خیلی وســیعی اســت: تعاملات بین یک کاربر و یک محصـــول اغلب شـــامل المان هایی مثل المان های زیبا شـــناختی، حرکات، صـــداها و فضــاهای کاری و المان های زیاد دیگریســت. و البته هر کدام از این المانها هم خودشــان می توانند شــامل فیلد ها و بخش های خاص بیشتری باشند، مثل طراحی صدا برای ساخت صدای هایی که برای تعامل با کاربر مورد نیاز است.

همان طور که از قبلتر می دانید، یک هم پوشانی خیلی بزرگ بین طراحی تعاملی و طراحی تجربه کاربری وجود دارد. بعد از همه این ها، طراحی تجربه کاربری در مورد شکل دادن به تجربه هایی که از یک محصول استفاده می شود صحبت می کند، و قسمت بیشتری از این تجربه ها شامل برخی تعاملات بین کاربر و محصول و یا خدمات می شود. اما طراحی تجربه کاربری خیلی بیشتر از طراحی تعاملی است به طوری که می شود گفت: شامل تحقیقات کاربری ( پیدا کردن کسانی که واقعا کاربران ما در وهله اول هستند)، ساخت پرسنای کاربری (چرا و در چه شرایطی و چطور از محصول استفاده میکنند)، انجام انواع تست های کاربری و تست های دسترس پذیری و کاربردپذیری و خیلی چیز های دیگر هم می شود.

تحقیقات کاربری

لازم  به ذکر نیست که دنیای فناوری و عصر ارتباطات چقدر زندگی انسان را تحت الشعاع قرار داده است. این تغییرات از فکر و ذهن گرفته تا ادراک و حتی عمل و عکس العمل های متقابل انسان ها نسبت به محیط های که در آن قرار دارند را شامل می شود. روش هایی که در تحقیقات کاربری استفاده می شود این امکان را به ما می دهد تا بتوانیم رفتار ها و منش هاو تفکرات کاربران را تا حد قابل قبولی پیدا کنیم. درواقع تحقیقات کاربری در تجربه کاربری چراغیست برای روشن کردن مسیر ما تا هنگام پیاده سازی و برنامه ریزی استراتژی خود، در تاریکی قدم بر نداشته و به راحتی دچار اشتباهات مهلک نشویم. تحقیقات کاربری به ما کمک می کند تا علاوه بر رفتارها و ذهنیت، به کاراکتر ها و شخصیت ها، اهداف و انتظارات کاربران نیز دسترسی پیدا کنیم.

استراتژی محتوا

راستش را بخواهید تا به الان  تعریف دقیق و واضحی برای این عبارت پر مغز و تو درتو پیدا نکردم.اما از حدود سال ۱۹۹۰، اصطلاح «استراتژی محتوا» به صورت جدی رواج یافته است. راشل لاوینگر در کتاب «استراتژی محتوا: فلسفه اطلاعات»، بحث استراتژی محتوا را به نوعی، یک طراحی خلاقانه برای معماری اطلاعات می‌داند. به شکلی که ساختمانی زیبا و جذاب و کاربردی، از محتوای قابل استفاده و در دسترس بنا شود. نخستین و ساده‌ترین تعریف‌های استراتژی محتوا، این حوزه را به فضای وب محدود دیدند.

در واقع در بحث مدیریت محتوا، وقتی از استراتژی محتوا حرف می‌زنیم،‌ با قسمت برنامه‌ ریزی آن کار داریم. محتوا باید در تمام طول عمر خود مدیریت شود. همچنین باید دائماً با هدف‌های کسب و کار و تحلیل‌های مرتبط با آن،‌ همسو شود. استراتژی محتوا در مورد تمام مراحل مرتبط به زندگی یک محتوا نظر می‌دهد و بر روی آن تاثیر دارد. ایده‌های اولیه آن، تولید و توسعه آن، ارائه آن،‌ ارزیابی و در نهایت حذف و کنار گذاشتن آن. استراتژی محتوا مشخصاً هم ارز جنبه‌های اجرای فنی آن نیست. با همین دوتعریف از دو بزرگ این حوزه، به دو نکته توجه میکنیم، اول آن که چقدر این مساله مهم و حائز اهمیت است. دوم آنکه تعاریف زیادی برای این مساله وجود دارد و تنها با انجام عملی آن به بطن مساله پی خواهید برد.

نتیجه گیری

در این مقاله سعی کردم تعریفی اجمالی از مهمترین بخش های تجریه کاربری، در قالب چتر تجربه کاربری بیان کنم. اما همانطور هم که خودتان می دانید تجربه کاربری آن قدر وسیع است که این چند شاخه، قطور ترین شاخه های آن محسوب می شوند.امیدوارم بتوانم در ادامه بخش های بیشتری را معرفی کنیم.


این مقاله در هفته نامه شنبه به چاپ رسیده است. لینک مقاله :

http://shanbemag.ir

حسین احمدلو

نویسنده حسین احمدلو

نوشته های بیشتر از حسین احمدلو

نظرتان را بگویید