هنگامی که در حین انجام یک پروژه گیر می کنید باید از هر دو نوع تفکر همگرا و واگرا استفاده کنید تا مساله را حل کنید.

تفکر همگرا و واگرا تنها برای خلاقیت در محیط های کاری نیست، ما همواره از آنها در زندگی روزمره خود استفاده می کنیم. انتخاب گرمکنی که برای ورزش صبحگاهی می خواهیم بپوشیم نیز تمرینی برای تفکر همگرا و واگراست. شما با نگاه کردن به کمد لباس های خود ، بررسی گزینه ها شروع می کنید. گزینه های زیادی برای در نظر گرفتن وجود دارد! شما می توانید شلوار، پیراهن، ژاکت یا تی شرت بپوشید. در واقع، مجبور کردن خود به بررسی چیزهایی که در مدتی آنها را نادیده گرفته بودید ، مثال خوبی از به کار بردن تفکر واگراست.

با گذشت زمان، گزینه های خود را محدود به انتخاب نهایی می کنید. شما بر اساس تعدادی عوامل مانند اینکه هوا چقدر گرم است؟ یا اینکه آیا بارانی است؟ آیا یک جلسه مهم پیش رو دارم؟ ، انتخاب خود را انجام می دهید. متمرکز کردن انتخاب ها مثالی از تفکر همگرا است. انتخاب کردن لباس هایی که می پوشید یک نمونه ساده است. اما می توانیم آن را یک گام به جلو ببریم تا رابطه این دو حالت تفکر بهتر مشخص شود. بدون واگرایی، فرصت ایجاد گزینه های بسیار بهتر برای انتخاب را از دست می دهید و  بدون همگرایی، شما گزینه های زیادی را امتحان میکنید و با اینکار تمرکز و انرژی تیم خود را هدر می دهید.

واگرایی برای کشف فرصت های جدید

 

ممکن است واضح باشد که ما باید به صورت واگرا تفکر کنیم تا ایده های جدیدی را کشف کنیم. اما در حقیقت گفتن این حرف از انجام آن آسانتر است. تفکر واگرا معمولا مشکل تر از تفکر همگراست زیرا انتخاب کردن در بین چند انتخاب مشخص معمولا راحت تر از پیدا کردن چند گزینه برای انتخاب است.

خب ، حالا از کجا شروع کنیم؟

در اینجا با استفاده از چند مورد از بهترین شیوه هایی که برای پیش بردن تیم خود در مسیر درست آشنا می شویم:

  • محدوده وسیعی از محرک ها را جمع آوری کنید.

به تعدادی از ایده های مشابه و متفاوت در زمینه موضوعی که در حال کار بر روی آن هستید، نگاه  کنید و از شرکت های موفق در سایر صنایع برای بهبود کار خود الهام بگیرید.

  • از پکیج هایی که برای خلاقیت طراحی شده اند استفاده کنید.

منابعی مانند “Creative Whack Pack” با انگیزه های فکری که به شما می دهد کمک می کند تا بتوانید کسب و کار خود را در مسیر های جدیدی قرار دهید.

  • با همکارانی که بر روی این پروژه کار نمی کنند Brainstorming انجام دهید.

پس از کار بر روی یک پروژه برای مدت زمان طولانی، طبیعی است که دست از به چالش کشیدن  مفروضات اولیه بکشید. نظرات همکاری که در آن پروژه نیست ، می تواند یک دیدگاه تازه برای تیم شما به ارمغان آورد. از یک مشارکت دوره ای برای جلسات brainstorming با افراد همکار خارج از  آن پروژه استفاده کنید.

  • تمام ایده ها را مکتوب کنید!

صرف نظر از روشی که انتخاب میکنید، مطمئن شوید که هر ایده جدید را مکتوب می کنید. ما دوست  داریم از صفحات مفهومی استفاده کنیم تا هر ایده را به طور جداگانه مستند کنیم. هنگامی که هر ایده بر روی یک قطعه کاغذ جداگانه باشد، فاز تفکر همگرا نیز آسان تر می شود.

به یاد داشته باشید که واگرایی به معنای جستجوی مهار نشده به دنبال ایده های نو است. ایده هایتان را هنگامی که به ذهنتان می آید قضاوت نکنید. حتی اگر احساس می کنید که ایده مسخره ای است، آن را با دیگر اعضای تیمتان به اشتراک بگذارید. این ممکن است  الهام بخش یک ایده جدید برای یکی از هم تیمی هایتان باشد.

 

همگرایی برای رسیدن به بهترین مسیر به جلو

 

پس از پیدا کردن بازه گسترده ای از انتخاب ها وقت آن است تا تمرکز خود را در این گزینه ها محدود تر کنیم.

در حالت ذهنی همگرا شما سوال هایی مانند موارد زیر خواهید پرسید :

کدام مفهوم بر روی مشتریان ما اثرگذاری بیشتری دارد؟

کدام روش انجام پروژه ما را به اهداف تیمی خود نزدیکتر می کند؟

آیا انتخاب های ما با استراتژی کلی کسب و کارمان همخوانی دارد؟

پیدا کردن ایده های جدید هنگامی که ایده های گذشته را ارزیابی می کنید وسوسه برانگیز است اما شما باید با این وسوسه مقابله کنید و بر روی ایده هایی که در مرحله قبل داشته اید تمرکز کنید.

در اینجا با استفاده از چند مورد از بهترین شیوه هایی که برای همگرایی بر روی مسیر پیش روی ما وجود دارد آشنا می شویم:

  • برای تشخیص الگوها از یک مرتب سازی بر اساس وابستگی استفاده کنید.

با استفاده از داده ها ، گروه بندی چیزهای مشابه با هم ایجاد کنید. حال ببینید چه چیزهایی در مورد هر کدام از گروه های مختلف ظاهر می شود؟

  • معیارهای ارزیابی را تعیین کنید.

مجموعه ای از اهداف یا معیارهای رایج را برای ارزیابی مفاهیم جدید به شیوه ای مشخص استفاده کنید. سعی کنید این معیارها را در قالب یک چارچوب ترسیم کنید.

  • خودتان را مجبور کنید جواب را “در صورتی که مجبور باشید آن کار را هم اکنون انجام دهید” پیدا کنید.

با تصمیم گیری سریع، می توانید ببینید که چگونه شما و تیمتان ممکن است گزینه های مختلفی را  متفاوت ببینید. این یک راه عالی برای شروع یک مکالمه  productive است.

  • از “DOT-VOTING” را برای تنظیم اولویت بندیها استفاده کنید.

در گروه تان، ۵ علامت چسبنده را به هر نفر بدهید تا آنها با استفاده از آن ۵ علامت به ایده های مورد علاقه اشان در لیستی که وجود دارد رای بدهند و با استفاده از نتایج این رای گیری می توانند اولویت ها را مشخص کنید.

  • طرح هایی بصری برای نشان دادن مشکلتان بکشید.

سعی کنید یک نمودار حبابی شکل طراحی کنید. با استفاده از یک محیط بصری، مغز شما می تواند به شیوه ای  متفاوت به مسائل  بیاندیشد.

  • کمی به خودتان مهلت بدهید.

به یاد داشته باشید که می توانید برای یکی دو روز از مشکل دور شوید تا ناخودآگاه شما بتواند روی حل آن مشکل کار کند.

پیش از انتخاب بهترین مسیر، چندین گزینه را بررسی کنید

ریتم تفکر واگرا-همگرا در قلب تمام پروژه ها وجود دارد. پروژه هایی که ارزش های جدیدی را ایجاد می کنند در بازه ای گزینه های موجود را جستجو و بررسی می کنند و به سپس، به سازماندهی و پالایش حیاتی می پردازند. زیبایی این ساختار این است که در هر بازه زمانی می تواند از آن استفاده کرد. شما می توانید از آن در یک جلسه کوتاه کاری ، چندین بار در یک بازه یک هفته ای یا به صورت منظم در یک پروژه دو ماهه استفاده کنید.

نکته مهم این است که تشخیص دهید رفتارهایی که ممکن است در هر مرحله نیاز داشته باشید چیست.  اگر شما در پیش بردن پروژه ای گیر کرده اید باید پس از آن گزینه های جدید را از طریق تفکر واگرا بررسی کنید. آیا گزینه های بیشماری دارید و شما به دنبال یافتن بهترین مسیر هستید؟ خودتان را مجبور به ویرایش و اولویت بندی کنید تا بتوانید بر روی چیز مشخص تری کار کنید.

سعی نکنید هر دو نوع تفکر را همزمان به کار ببرید!

سینا قدسی

نویسنده سینا قدسی

من سینا قدسی، مهندس، کارآفرین و طراح تجربه کاربری هستم که چند سالی میشه شروع به راه اندازی کسب و کار های مختلف و طراحی تجربه کاربری در چند پروژه رو داشتم.به کیفیت زندگی بسیار اهمیت میدم و خودم رو ملزم به تلاش برای بهبودش میدونم.

نوشته های بیشتر از سینا قدسی

پیوستن به بحث و گفتگو یک نظر

نظرتان را بگویید