یک تجربه کاربری عالی ترکیب مناسبی از مفاهیم روانشناسی، اصول طراحی برای یک رابط کاربری زیبا و بازخورد مستمر از کاربران است. اغلب طراحان فاکتور دوم را همراه با بعضی از قسمت های سوم بکار می برند با وجود اینکه اهمیت مورد اول را به طور کامل نادیده می گیرند.

در نهایت نتیجه کار منجر به یک رابط کاربری می شود که بارشناختی بالایی را برای کاربر ایجاد می کند. طبق گفته ویکپدیا در روانشناسی شناختی، بارشناختی تمام تلاش ذهنی است که در حافظه کاری استفاده می شود.

همانطور که یک کامپیوتر برای افزایش کارامدی، از برنامه های کاربردی با کمترین حجم حافظه استفاده می کند، مغز انسان نیز در مواجه با وظایفی که بار شناختی کمتری دارند با تمرکز بیشتر، خستگی کمتر و حافظه بالاتر عمل می کند. این در حالی است که وقتی کاری گیج کننده و نامانوس باشد قضیه برعکس می شود.

هدف اصلی: راه حل

سیستم شناختی ما به گونه ای طراحی شده  که تمام حواسمان به شکلی کار کند که بار روانی  را کاهش دهد.مغز ما برای حل مسائل پیش آمده تنها بر جزئیات متمرکز می شود نه بر روی شاخصه های کلی.

چشمان ما فعالیت مغز را تکمیل می کنند. به عنوان مثال هنگام خواندن کلمه “این” شما به کلمات نوشته شده در خط بالاتر از کلمه یا پایین آن توجه نشان نمی دهید.

در این مورد آنچه مغز بر عهده دارد پردازش کلمه ای است که چشم شما آن را درک کرده است و در آن لحظه بیشترین ارتباط را برقرار کرده است. بنابراین کلماتی که بالای  و یا پایین آن قرار گرفته اند پردازش نمی شوند.

در طراحی تجربه کاربری، ویژگی هایی که خود به خود قابل دیدن هستند- مثل یک مثلث در نقشه و یا یک فونت پررنگ از کلمه” این” در بالای صفحه به تسریع و افزایش میزان تمرکز بر فعالیت شناختی مغز کمک می کند و تقریباً در اکثر مواقع بار حاصل از تلف کردن وقت برای جستجوی جزئیات مورد نظر را کاهش می دهد. در واقع کاربران محتوا را نمی خوانند بلکه آن را اسکن می کنند.

به همین دلیل ویژگیهای خاصی مانند تنوع در اندازه، شکل، رنگ، فونت، جهت و مثل اینها برای تاکید روی محتوای اصلی استفاده می شود.

هر چه بیشتر آشنا باشید بهتر است

آیا پیش آمده  به این فکر کنید چرا تمام برنامه های گوشی های موبایل از آیکون همبرگری برای راهبری استفاده می کنند؟ به این خاطر که شما با این نماد آشنا هستید. زمانی که آن را مشاهده کنید فورا آن را می شناسید.

مثال دیگری را در نظر بگیرید. وقتی دکمه لایک را می بینید، آیا دکمه لایک فیسبوک را برای شما یادآوری نمی کند؟ اگر اینطور است، این اتفاق به همان دلیلی که توضیح داده شده می افتد.

آشنا بودن (آشنایی) با بار شناختی رابطه مستقیم دارد. هر چه فردی درباره چیزی تجربه بیشتری داشته باشد، فهم آن نیز برایش ساده تر است.

بنابراین بار روانی را کاهش دهید. عمده دلیلی که رابط های کاربری مناسب از المان های طراحی استاندارد استفاده می کنند آشنایی تعداد زیادی از جامعه هدف با آن است. به علاوه، ویژگی های ملموس به شناسایی سریع اشیا کمک می کند.

مثال زیر را در نظر بگیرید. شما برای یافتن عدد ۶ در ۷۸۷۰۲۳۹۸۰۶۹۸۳۰۸۴ وقت صرف می کنید این در حالی است که شما با عدد ۶ از کودکی آشنا بوده اید. درست مثل یافتن دایره در یک دیاگرام، شما می توانید از بین تمام اشکال دایره را تشخیص دهید و اگر اشکال را رنگ آمیزی هم داشته باشند این کار به مراتب ساده تر خواهد بود.

موشن و حرکت همیشه بد نیست

آیا فکر می کنید اشیاء متحرک روی صفحه نمایش یک تجربه کاربری بد را ایجاد می کنند؟ البته این موضوع، ممکن است در سناریو های مشخصی اشتباه باشد.

بیایید فرض کنیم که شما در جنگل تنها هستید، یک دفعه احساس میکنید که کسی در پشت بوته ها و در همان سمت شما در حال حرکت است در حالی که شما نمی توانید او را ببینید.

سوال اینجاست که چه چیزی باعث شد که احساس کنید کسی پشت بوته است؟

دقیقاً! .. حرکت بوته

شما توانستید احساس کنید که چیزی در مقابلتان حرکت می کند گرچه در محدوده دید شما قرار نگرفته بود.

حالا تصور کنید که شما با فردی در فیس بوک چت می کنید و یک پاپ آپ روی دکمه چپ روی صفحه نمایش شما ظاهر می شود که بیانگر یک اعلان جدید است. در اینجا، موشن همان پاپ آپی ست که به طرز مطلوبی تمرکز شما را بر هم زده.

اما اگر هیچ پاپ آپی وجود نداشته باشد و مغز شما بر روی پنجره چت متمرکز باشد اعلان فوری را از دست خواهید داد. با این وجود موشن اگر به درستی استفاده نشود باعث ایجاد حس ناخوشایند برای کاربر می شود.

به عنوان نمونه وبلاگ ها یا وب سایت های آنلاین که پاپ آپ یا تبلیغات در حال حرکت را در زمانی که شما در حال خواندن متن یا تماشای یک فیلم هستید تولید می کنند.

کنجکاوی، مادر اختراع است

این یک ضرب المثل قدیمی است که در مورد علوم شناختی و تجربه کاربر کاملا درست است.

کنجکاوی، فاصله بین کشف و ناشناخته هاست.(دانستن و ندانستن)

اگر فردی در مورد چیزی کنجکاو باشد پژوهش درباره آن برایش هیجان انگیزتر است و این پژوهش بارشناختی کمتری نسبت به کاری که برای فرد جذاب نیست، دارد.

خودتان را در نظر بگیرید این مقاله را تا این لحظه مطالعه کردید چون برای شما جالب بود. شما دانشی راجع به طراحی داشتید اما برایتان مبهم بود، که این مقاله آن خلأ را پر کرد.

لینکدین را در نظر بگیرید این ابزار از حس کنجکاوی مردم برای ترغیب آنها استفاده می کند. این کار باعث می شود آنها ابزار را بروز رسانی کنند چون می خواهند بازدیدهای پنهان پروفایل را مشاهده کنند.

بسیاری از این برنامه ها از این تکنیک همراه با گیمیفیکیشن استفاده می کنند تا کاربران خود را درگیر کرده و درامد کسب کنند.مردم ترجیح می دهند درباره چیزهایی یاد بگیرند که تا حدودی درباره اش می دانند ..

یک طراح تجربه کاربری خوب این شکاف اطلاعاتی را تا حدی که مخاطبان را کنجکاو نگه دارد کم و کمتر می کند.

نتیجه گیری

درک ذهن کاربر قطعا می تواند به شما در ایجاد تجربه کاربری همگون که یادگیری و استفاده از آن را ساده می کند، کمک کند. رابط کاربری ای که باعث ایجاد بارشناختی بالایی شود در نهایت مغز را خسته می کند و باعث می شود کاربر علاقه خود را از دست بدهد بنابراین محصول شکست خواهد خورد.

لینک منبع :

https://blog.prototypr.io/design-thinking-the-cognitive-science-behind-user-experience-6f6e2742829f

مینا نیازی

نویسنده مینا نیازی

زمانی که بر روی علوم شناختی و سطوح پردازش اطلاعات کار می‌کردم، علاقمند بودم اثرات آن‌ها رو در دنیای واقعی تجربه کنم، به همین خاطر تصمیم گرفتم کارم که طراحی تجربه بود رو با رویکرد شناختی ترکیب کنم، شناخت علمی مغز و ذهن کاربران و تاثیرات آن بر روی طرح‌ها و کسب و کار یکی از جذاب‌ترین موضوعات دنیای من محسوب می‌شه.

نوشته های بیشتر از مینا نیازی

پیوستن به بحث و گفتگو یک نظر

  • درود بر شما خانم نیازی👏🌹🌹
    مطلب واقعاا عالی بود👏👏🌺
    به دید من سادگی رابط کاربری و با کمک موشن گرافیک جذاب یه حس خوشایند خاصی رو به کاربر میده که در اصطلاح بهش میگن استفاده از جلوههای بصری برای رساندن درک بهتر اون محتوا برای مخاطب و سوال اینجاست چطور یه جلوای خاص دیزاین کنیم تا مخاطب سریع به ذهنش بیاد چقدر آشناست این جلوه…
    اگه مقدور هست در این مطلب محتوا تولید کنید ممنون میشم🙏🌹🌹🌹

نظرتان را بگویید