مهم نیست که پروژه تحقیقاتی کاربر چقدر بزرگ یا کوچک است، اگر میخواهید تحقیقاتی انجام دهید، شما می خواهید اطمینان حاصل کنید که این کار درست است. شما نمی خواهید وقت خود را صرف تحقیقاتی کنید که واقعا نظرات و رفتار کاربران شما را نشان نمی دهد. این یک اتلاف وقت برای شما و شرکت کنندگان در تحقیق شماست و برای کسب و کار بد است. اولین قدم در انجام تحقیقات کیفی کاربر این است که بهترین تمرین ها را برای شیوه ای که از آن استفاده می کنید را درک کنید و اینکه چرا این بهترین شیوه برای انجام تحقیقات می باشد. اگر شما این موضوع را درک کنید، می توانید اطمینان حاصل کنید که تحقیقات کاربر شما واقعا با موضوعی که کار می کنید مرتبط است، شما می توانید اعتبار نتایج تحقیقات دیگران را ارزیابی کنید، و می توانید مزایای استفاده از یک روش خاص را به سهامداران و مدیران توضیح دهید. در اینجا، ما تفاوت بین تحقیقات کیفی و کمی را در نظر می گیریم و برای انجام تحقیقات کیفی کاربر بهترین شیوه ها و تمرینات را توضیح می دهیم.

روش تحقیقات کمی کاربر در مقایسه با تحقیقات کیفی

روش های مختلف تحقیق کاربر دستورالعمل های مختلفی را برای انجام بهترین عمل دارند. روش های تحقیق کاربر اغلب به روش های کمی و کیفی تقسیم می شوند. در روش های کمی از قبیل نظرسنجی ها، تجزیه و تحلیل ها و آزمایش های رسمی، محقق می خواهد جنبه های کاربر و رفتار کاربر را اندازه گیری کند تا بتوان آن را برای تجزیه و تحلیل آماری مورد سنجش قرار داد. بهترین تمرین برای روش های کمی، جمع آوری و اندازه گیری های عینی است که بی غرض نسبت به فرضیه، حضور و شخصیت محقق انجام می شود. گرفتن نمونه ای از کاربران که می توانند کل جمعیت کاربر را به صورت آماری معنی دار نمایند و شامل شود، اغلب نیاز به حضور بسیاری از شرکت کنندگان در تحقیق دارد.

روش های کیفی مانند مصاحبه ها، مطالعات زمینه ی فرهنگ شناسی و تا حدودی آزمون های کاربردپذیری بیشتر اکتشافی و در پی درک عمیق تر از تجربیات، انگیزه ها و زندگی روزمره افراد یا گروهی از کاربران است. در روش های کیفی، پژوهشگر می پذیرد که تا حدی در ایجاد نتایج تحقیق اثرگذار است، بنابراین نتایج کاملا هدفمند و قابل تجدید پذیر نیستند. نتایج تحقیقات کیفی معمولا به صورت عددی بیان نمی شوند، بلکه در عنوان موضوعات و غالبی است که در طول تحقیق رخ داده است.

برای نشان دادن این تفاوت، بگذارید بگوییم میخواهید عادتهای ورزشی گروهی از کاربران را مطالعه کنید. شما می توانید با استفاده از  انتخاب روش های تحقیق کمی یا کیفی این مطالعه را انجام دهید. اگر از یک روش کمی استفاده می کنید، می توانید یک نظرسنجی آنلاین ایجاد کنید و آن را به تعداد زیادی از شرکت کنندگان بفرستید. شرکت کنندگان باید سوالات از پیش تعریف شده در مورد عادت های ورزشی خود مانند “چند ساعت در هفته ورزش می کنید؟” را  پاسخ دهند. اگر کار خود را به این شکل انجام دهید، پاسخ های نظرسنجی را می توانید از لحاظ عددی خلاصه کنید بدون این که دیدگاه خودتان، تجربه شخصی شما و یا ورزش تاثیری در نتایج داشته باشند.

اگر از یک روش کیفی استفاده می کنید، می توانید مصاحبه هایی با تعداد محدودی از شرکت کنندگان انجام دهید، و با شرکت کنندگان درباره زمان، مکان و نحوه تمرین آنها صحبت کنید. از آنجا که مصاحبه شبیه یک گفتگو است، نتایج شما بستگی به این دارد که چگونه پرسش های مربوط به پاسخ های شرکت کنندگان را بپرسید – و این که چگونه شما این کار را انجام می دهید تا حدودی به شخصیت و تجربه شخصی شما در ارتباط با ورزش بستگی دارید. به همین ترتیب، نتایج مصاحبه نیز تا حدودی بستگی به تفسیر ذهنی شما از آنچه شرکت کننده به شما گفته است دارد.

 

شما می توانید از هر دو روش ارزیابی کیفی و کمی برای مطالعه رفتارهای کاربر (مثلا عادت های ورزشی افراد) استفاده کنید. به عنوان مثال، فرد چه احساسی دارد وقتی که برای دویدن صبح را انتخاب میکند؟ (کیفی)، و یا چه مدت می دود؟ (کمی).

 

در اینجا، ما بر نحوه انجام تحقیقات کیفی با کیفیت بالا تمرکز خواهیم کرد. بنابراین، ما تنها روش های تحقیقاتی کمی را برای ارزیابی تفاوت بین انواع تحقیقات خواهیم داشت. با این حال، قبل از اینکه ما بیشتر ادامه بدهیم، باید اشاره کنیم که ترکیب روش های کمی و کیفی اغلب کاری منطقی است.

به عنوان مثال، بسیاری از آزمونهای کاربردپذیری (usability tests)، اندازه گیری های “کمی” مانند زمان و خطاها را با روش های کیفی نظیر مشاهدات و مصاحبه ها ترکیب می کنند. گاهی اوقات، محققان از واژه “عینی” و “ذهنی” برای توصیف داده های جمع آوری شده از طریق روش های کمی و کیفی استفاده می کنند. اغلب، در یک آزمون کاربرد پذیری، شما می توانید هر دو نوع روش را برای تفسیر نتایج ترکیب کنید. اصطلاح “عینی” اشاره به مشاهدات بی قاعده (حقایق) ساخته شده در طول یک آزمایش است.

دوره ی دقیق در تجزیه و تحلیل کیفی و کمی توسط جان وینگ به من قدردانی و نیاز به ارزیابی دقیق را به من آموزش داد.”

– پل D. Boyer، برنده جایزه نوبل بیوشیمی، شیمیدان تحلیلگر و استاد شیمی

بیایید برای نشان دادن این تفاوت یک سناریو تصور کنید؛ تجسم کنید ما یک رابط (interface) اپلیکیشن موبایل را برای آپلود یک عکس جدید تست می کنیم و شرکت کنندگان این کار را به طور متوسط ​​۵٫۵ ثانیه و با ۶-۸ بار کلیک روی گزینه های مختلف کنترل انجام دادند. اصطلاح “ذهنی” به نظرات و احساسات فردی شرکت کنندگان اشاره دارد. به عنوان مثال، ۹۰ درصد از کاربران احتمالا احساس کردند که کلیک های لازم برای تکمیل کار “خیلی زیاد” بوده است (ما این کلمات را در واقع می بینیم). برای دستیابی به نتایج معنی دار، ما به هر دو نوع داده نیاز داریم. اگر چه ۵٫۵ ثانیه زمانی کوتاه را برای تکمیل یک کار نشان می دهد، ولی اگر بر اساس گفته شرکت کنندگان ۶-۸ کلیک برای تکمیل این فرایند “خیلی زیاد” است، پس به وضوح، ما نیاز به طراحی مجدد رابط (interface) خود داریم.

بنابراین، روش های تحقیق کمی، به دنبال سنجش واقعیت عینی موجود در ارتباط خارجی از محقق می باشند، و ما دستورالعمل های واضحی داریم که نشان می دهد که چگونه اطمینان پیدا کنیم که تحقیق واقعا عینی و معتبر است. با روش های تحقیق کیفی، ما نمی توانیم یک واقعیت کاملا عینی را اندازه گیری کنیم که به هیچ وجه تحت تاثیر پژوهشگر قرار نگرفته باشد. در عوض، ما با شرکت کنندگان در این تحقیق کار می کنیم تا کشف کنیم که جهان از دیدگاه آنها چگونه است یا می توانیم مشاهدات خود را از واقعیت هر یک از شرکت کنندگان تفسیر می کنیم. این بدان معنی است که چگونگی انجام تحقیقات کیفی که واقعاً دیدگاه کاربر را به ما نشان دهد و نه درک ما نسبت به دیدگاه او می تواند به نظر نامفهوم و پیچیده برسد. این می تواند به دو سوء تفاهم دشوار منجر شود. یکی اینکه تحقیقات کیفی ارزش کمتری نسبت به تحقیقات کمی دارند، و دیگری این است که تحقیق کیفی نیازی به روش و ساختار ندارد، زیرا مشاهده یا صحبت کردن با مردم نیازی به آمادگی یا دانش واقعی ندارد (که سوء تفاهم اولی را تایید می کند !) بیایید به هر سوء تفاهم به نوبه خود نگاه کنیم.

آیا پژوهش کیفی کاربر ارزش کمتری نسبت به تحقیقات کمی دارد؟

گاهی اوقات فکر می کنیم که دلیل انتخاب تحقیقات کیفی کاربر این است که ما زمان و منابع لازم و مناسب برای انجام تحقیقات کمی را نداریم. در حالی که زمان و منابع قطعا نقش مهمی را در برنامه ریزی پژوهش های کاربر ایفا می کنند، نتایج تحقیقات کیفی به خودی خود شایسته و با ارزش است.

زمانی که اطلاعات زیادی در مورد موضوع مورد نظر تحقیق ندارید روش های کیفی خوب هستند، زیرا آنها به شما اجازه می دهند که اکتشافی و خلاق باشید. شما لازم نیست که از قبل بدانید دقیقا چه سوالاتی منطقی است و در مورد تحقیقات آنها را بپرسید، زیرا می توانید ذهن  خود را باز کنید و تمرکز خود را بر اساس آنچه که شرکت کننده انجام می دهد یا می گوید تغییر دهید. اگر ما به مثالی که قبلا در مورد رشته ورزشی اشاره داشتیم فکر کنیم، یک نظرسنجی ” کمی ” نیاز دارد که شما به اندازه کافی در مورد شرکت کنندگان و نحوه تمرین آن ها بدانید تا بتوانید سوالاتی که بیشتر مربوط به هدف شما برای پرسشنامه است را بپرسید.

برای مثال، تنها زمانی منطقی است که از یک شرکت کننده بپرسید تا چه اندازه از یک ردیاب تناسب اندام در حین ورزش استفاده می کند، که او مداوم تمرین کند و بداند که یک ردیاب تناسب اندام چیست. اگر، از سوی دیگر، زمانی که شما مصاحبه ای انجام می دادید، اگر متوجه می شدید که شرکت کننده نمی داند که یک ردیاب تناسب اندام چیست، می توانستید جهت سوالات خود را تغییر دهید.

مقایسه روش های تحقیق شبیه به مقایسه سیب و پرتقال است – آنها دارای کیفیت های متفاوتی هستند.

روش های کیفی می تواند درک عمیقی از چیزی را به شیوه هایی که با اعداد و کمیت غیرممکن است، به شما نشان دهد. روش های کیفی می توانند جزئیات بیشتری در مورد یک وضعیت یا یک پاسخ ارائه دهند زیرا شما همیشه می توانید با سوالات جدید اطلاعات مورد نیاز خود را پیگیری کنید یا برای جزئیات بیشتر به شرکت کنندگان خود رجوع کنید. بنابراین، اگر شرکت کنندگان شما از ردیاب تناسب اندام استفاده نمی کنند، روش مصاحبه به شما اجازه می دهد تا از آنها بپرسید «چرا استفاده نمی کنند؟» به طریقی که  راه برای پاسخ های مختلف باز می باشد، در حالی که یک نظرسنجی مستلزم فهرست دلایل محدودی است.

در نهایت، روش های تحقیق کیفی این مزیت را دارند که اغلب به زمان و منابع کمتری نسبت به روش های کمی تحقیق نیاز دارند؛ به طوری که ساده تر می شود آنها را در یک فرایند تکاملی تکراری جا داد.

آیا تحقیقات کیفی کاربر باید متدولوژیکی و ساختاری باشند؟

“بدترین چیزی که تحقیقات کیفی معاصر می تواند به آن اشاره کند این است که در این دوره پست مدرن هر چیزی اتفاق می افتد. راهش این است که کار هوشمندانه و انضباطی را روی لبه پرتگاه انجام دهیم. “

دیوید سیلورمن، استاد آمریکایی و نویسنده چندین کتاب در زمینه تحقیقات کیفی

ما پیشتر اشاره کردیم که تحقیقات کمی به دنبال جمع آوری و ارزیابی های عینی در مورد یک واقعیت خارجی، بدون هیچگونه نفوذ یا تاثیر از محقق است و تحقیق کیفی به این شیوه عمل نمی کند، زیرا شخصیت و تجربه محقق همیشه تا حدی نتایج را تحت تأثیر قرار می دهد. با این حال، در تحقیقات کیفی هنوز هم باید برای عینیت و واقعیت تلاش کرد، اگر چه با روشی متفاوت نسبت به تحقیق کمی. استاد روانشناسی استینار کوال در کتاب کلاسیک خود مصاحبه ها: مقدمه ای بر مصاحبه تحقیق کیفی، سه راه را پیشنهاد می کند که در آن تحقیقات کیفی می توانند برای عینیت تلاش کنند:

  • از طریق آزادی باور
  • از طریق دانش متضاد
  • از طریق موثر بودن در موضوع مورد بررسی

هر یک از اینها به ما می گویند که چگونه باید تحقیقات کیفی انجام دهیم تا کار ما همراه با متدولوژی و ساختار یافته باشد. با در نظر گرفتن اینها، بیایید به جزئیات بیشتری نگاه کنیم.

 

از طریق آزادی باور و اعتقاد

وقتی تحقیق کیفی انجام می دهیم، باید تلاش کنیم که ذهنی باز داشته باشیم و بی طرفانه عمل کنیم، بنابراین تحقیقات ما حداکثر دیدگاه های شرکت کنندگان را نشان می دهد. از آنجایی که هیچکس نمی تواند یک پروژه تحقیقاتی کاربر را بدون هیچگونه انتظار یا دانش قبلی در مورد موضوع تحقیق شروع کند، ما باید با دقت از هر گونه انتظارات و تعصب هایی که در هنگام شروع کار ما وجود دارد آگاهی داشته باشیم؛ اگر آگاهی نداشته باشیم، انتظارات و افکار ما ممکن است ما را کنترل کند. بنابراین برای انجام تحقیقات بی طرفانه، زمان تجزیه و تحلیل داده ها نیز  باید سیستماتیک باشیم، همچنین ضروری است که اطمینان حاصل کنیم که ما نتایج واقعی را کشف کنیم و نه نتایجی را که ما در ابتدای پروژه انتظار داشتیم جستجو کنیم. ما حقایق سرد و سخت (هرچند که برای انسان ناخوشایند باشد) را می خواهیم و نه تفکر و آرزوهای مطلوب و خوشایند.

در مثال مصاحبه ورزشی، ما می توانستیم انتظار داشته باشیم افراد وقتی یک شریک ورزشی داشته باشند انگیزه بیشتری برای ورزش دارند، حتی ممکن است یک ایده خوب برای یک اپلیکیشن داشته باشیم که می تواند به مردم کمک کند که یک شریک ورزشی پیدا کنند. در حالی که ایده های خوب عالی هستند، مهم است که ما مصاحبه ها را با ذهنی باز در مورد اینکه مردم در مورد شرکای ورزشی چه چیزی احساس می کنند انجام دهیم. مهم است که ما همواره سوالات باز و اکتشافی بپرسیم و در سؤال هایمان جواب را در دهان شرکت کنندگان قرار ندهیم. به همین ترتیب، مهم است که ما در تجزیه و تحلیل نتایج به سادگی دنبال جاهایی که شرکت کنندگان اعلام می کنند که دوست دارند شریک ورزشی داشته باشند نگردیم، بلکه در مورد آنچه که گفته شده است، روحیه اکتشافی داشته باشیم. اگر ما به دیدگاه شرکت کنندگان باز نگردیم، هیچ دلیلی برای انجام تحقیقات کاربر وجود ندارد.

این مثال بسیار جالب است، اما نشان می دهد که این عمل چقدر می تواند به شدت بد باشد، تصور کنید که یک محقق که مصر هست زمین مسطح است از شما سوالی می پرسد (و زمانی که شما وارد اتاق مصاحبه شدید، وانمود می کنید که آماده نبودید دیدگاهش را عوض کنید). برای مثال، حالت صورتش را تصور کنید وقتی که اقرار می کنید که پیاده رو در خارج از منزل شما مسطح است، هر میز بیلیاردی که تا حالا بازی کردید کاملا صاف درست شده و هرگز متوجه انحنای قابل توجهی در هنگام نگاه کردن به افق از زمین نشده اید. در عین حال تصور کنید که چطور نوشتن را متوقف می کند و اخم می کند زمانی که ذکر می کنید انحنای زمین را از یک پنجره هواپیما متوجه شده اید … یا چطوری از وضع بینایی چشمان شما میپرسد زمانی که شما سعی می کنید بحث کنید که به دلیل انحنای زمین، همه چیز فراتر از افق قابل مشاهده نیست. این محقق تحقیق کیفی را انجام نمی دهد – او فقط می خواهد که اعتقاداتش را به صورت انتخابی به آنچه که به او می گویید تایید کنید، و اغلب آن را از محتوای مصاحبه برداشت می کند. این در واقع علمی نیست، آیا هست؟

 

مهم این است که شما به یک راهنمای تور تبدیل نشوید که شرکت کنندگان را به جایی که فکر میکنید اهداف مهم شما را هدایت می کند، هدایت کنید، زیرا این امر مانع شما از کشف چیز های جدید خواهد شد. در عوض، شما باید به عنوان یک کارشناس حضور داشته باشید و از دیدگاه شرکت کنندگان خود چیزهایی را مشاهده کنید.

شما می توانید با مسائل مشابه در زمانی که آزمون های کاربرد پذیری انجام می دهید روبرو شوید. اگر فکر میکنید قبلا میدانستید که مشکلات رابط کاربری(interface) چیست، مهم این است که ذهنیت باز خود را حفظ کنید تا مشکلاتی که انتظار نداشتید پیش بیاید را نادیده بگیرید یا به طور تصادفی باعث شوید کاربر مشکلات مشابهی که شما پیدا کرده بودید را کشف کند.

 

 از طریق دانش چند ذهنی

از طریق دانش چند ذهنی به درک عینی رسیدن، عنوان موضوعی است که چندین نفر در آن توافق دارند. در تحقیقات کیفی، این بدان معنی است که اطمینان حاصل کنید که شما تنها کسی نیستید که داده هایتان را به نحوی خاص تفسیر کرده باشید. یکی از راه های انجام این کار این است که شخص دیگری را در نظر داشته باشید که ممکن است دیدگاه دیگری داشته باشد و به شما کمک کند تا اطلاعات خود را تجزیه و تحلیل کنید. به این ترتیب، می توانید مشاهدات خود را مقایسه کنید تا ببینید آیا قبول نتیجه را دارید. شما همچنین می توانید مشاهدات خود را به طور آشکار با تیمتان بحث و گفتگو کنید تا ببینید آیا تفسیر متفاوتی از تحقیق شما دارند یا خیر. انجام این کار مستلزم آن است که همه در مورد داده ها آماده، روشنفکر و کنجکاو باشند. در نهایت شما می توانید اطمینان حاصل کنید که شرکت کنندگان در تحقیق شما در صورتی که نتایج را با آنها به اشتراک بگذارید با مشاهدات و تفسیر های شما  موافقت می کنند. در مصاحبه ورزشی، شما می توانید پاسخ هایی که ممکن است با روش های مختلف تفسیر شده باشند را در خلاصه ای سریع از آنچه شما باور دارید که شرکت کننده گفته است، با کاربر به اشتراک بگذارید – به عنوان مثال: “شما گفته اید که تمرین در شب بسیار دشوار است و در آن زمان شما ترجیح می دهید به تماشای تلویزیون بپردازید. بنابراین آیا به درستی این مطلب درک شده است که شما فکر می کنید شبها برای فعالیت ها آرام تر است یا چیز دیگری ؟” شما همچنین می توانید تجزیه و تحلیل و نتایج خود را با کاربر به اشتراک بگذارید یا با شرکت کنندگان گزارش دهید تا ببینید آیا آنها نظر یا اعتراضی به یافته های شما دارند. اعتراضات همیشه به این معنی نیست که تفسیر شما اشتباه انجام شده است، در عین حال به نظرات شما در درک شرکت کنندگان افزوده می شود.

 

از طریق انطباق و ارتباط با موضوع تحقیق

تحقیق برای بررسی موضوعی دقیق، مرتبط و مناسب است و آن هم زمانی که نتایج نشان دهنده ماهیت واقعی جسم یا موضوع است. به طور بیطرفانه کار کردن و هم تفسیرهای خود را با دیگران در میان گزاشتن کمک می کند تا اطمینان حاصل کنید که پژوهش شما نشانگر ماهیت موضوع مورد بررسی شما است، اما مهم است که روش تحقیق را طوری انتخاب کنید که به بهترین وجه با موضوع تحقیق شما منطبق باشد. روش های تحقیق دارای ویژگی های متفاوتی هستند و برای موارد مختلف مناسب هستند، بنابراین نتایجی که شما به دست می آورید به روش تحقیقاتی که انتخاب می کنید بستگی دارد. در مثال ورزشی، مصاحبه خاطرات و عقاید مشارکت کنندگان را در مورد نحوه تمرینات نشان می دهد، اما یک شکل از مشاهدۀ تمرینات ممکن است یک تصویر واقعی از نحوه تمرین آنها به ما نشان دهد. پس از همه، ما انسان ها گرایش به فراموشی داریم، به این خاطر که ما بدون توجه و تفکر به آنچه که در لحظه انجام می دهیم، به فعالیت ها عادت کرده ایم و یا به این دلیل که ما دوست داریم خودمان را ماهرتر از آنچه که هستیم تصور کنیم، یا اینکه ما دوست داریم که به عنوان آن شخصیت شناخته شویم،  و یا به خاطر اینکه ممکن است ما مستعد خودکفایی و فروتنی در مهارت هایمان باشیم.

اگر از من در مورد تمرین یوگا بپرسید، ممکن است پاسخ های من بر اساس سطح و مکانی که دوست داشتم در آن باشم جهت بگیرد، نه اینکه یک تصویر دقیق از آنچه که واقعا به نظر می آید را به شما بگویم.

به طور مشابه می توانیم از مصاحبه ها برای گفتگو با شرکت کنندگان در مورد کاربردپذیری یک رابط کاربری استفاده کنیم، اما مشاهده کردن چگونگی ارتباط و کار کردن آنها با رابط کاربری (interface) در طی یک آزمایش کاربرد پذیری (یا ترکیبی از آزمون کاربرد پذیری و مصاحبه) احتمالا از آنچه که مشکل کاربر است، تصویر دقیق تری ایجاد می کند.

خلاصه

در اینجا، ما بر ویژگی های مثبت تحقیق کیفی کاربر تمرکز کرده ایم و معنای عینی بودن در تحقیقات کیفی را توضیح دادیم. هنگام شرکت در چنین تحقیقاتی، عینی بودن را می توانیم به این صورت خلاصه کنیم:

  • روشن فکر بودن و بی طرفی – هر دو زمانی که شما با شرکت کنندگان در تحقیق ملاقات می کنید و زمانی که شما داده ها و نتایج تحقیقات خود را تجزیه و تحلیل می کنید.
  • از تصورات خودتان آگاه باشید.
  • تفسیر خود از داده ها را با دیگران به اشتراک بگذارید، و یا از کمک دیگران در تجزیه و تحلیل داده ها استفاده کنید.
  • تفسیرهای خود را با شرکت کنندگان در تحقیق خود تأیید کنید – در حین تحقیق یا بعد از آن.
  • مناسب ترین متد تحقیق را برای موضوع مورد نظر خود انتخاب کنید.

این ها همگی بهترین شیوه ها هستند. این روش ها نمایانگر آنچه که همه افراد در انجام تحقیقات کیفی کاربر انجام می دهند نیست، و گاهی اوقات شرایطی وجود دارد که شما نمی توانید به همه آنها عمل کنید. اما حتی زمانی که نمیتوانید، باید بدانید که برای چه چیزی باید تلاش کنید تا محدودیتهای تحقیق تان را بدانید. به این ترتیب، شما انتقال علمی بیشتر حقایق را بر اساس تحقیقات خود در واقعیت قوی تر انجام می دهید و این احتمال را افزایش می دهید که پروژه های شما به نحوی که امیدوار هستید، درگیر ارتباط با کاربران دنیای واقعی شوند.

 

منبع : https://www.interaction-design.org/literature/article/best-practices-for-qualitative-user-research

آناهیتا باقرپور

نویسنده آناهیتا باقرپور

فارغ التحصیل رشته مهندسی کامپیوتر و هوش مصنوعی از دانشگاه کالیفرنیا، ارواین هستم. حدود ۳ سال سابقه کاری در زمینه تجربه کاری دارم و بیشتر در زمینه تحقیقات کاربری (UX Research) فعال هستم.

نوشته های بیشتر از آناهیتا باقرپور

پیوستن به بحث و گفتگو 2 نظر

نظرتان را بگویید